عدم وابستگی به معامله چگونه است؟


عدم وابستگی به معامله چگونه است؟

Tue, 20 Sep 2022 12:10:14 +0000

کلمه سیگنال(Signal) در لغت به معنای “نشانه و علامت” است. در بازار رمزارزها نیز سیگنال ارز دیجیتال به هرگونه خبر، اتفاق و رویدادی در بازار اطلاق می‌شود که نشانه‌ای برای تضعیف یا تقویت روند قیمتی باشد.

در اصطلاح عامیانه اما سیگنال ارز دیجیتال مفهوم دیگری در بر دارد. در این مفهوم، سیگنال ارز دیجیتال در واقع تحلیل و آنالیز یک تریدر یا تحلیلگر نسبت به روند تغییرات یک دارایی خاص است که از این طریق موقعیت های معاملاتی خرید و فروش را به افراد دیگر معرفی می‌کند.

انواع سیگنال در بازار ارزهای دیجیتال

سیگنال‌ها یا نشانه‌هایی که می‌توانند بر قیمت تاثیرگذار باشند در دوسته کلی سیگنال فاندامنتال و سیگنال تکنیکال تقسیم بندی می‌شوند:

سیگنال فاندامنتال

در تحلیل فاندامنتال، بنیاد یک ارز دیجیتال مورد بررسی قرار می‌گیرد. منظور از سیگنال فاندامنتال نشانه‌هایی است که می‌تواند در روند تشخیص ارزش ذاتی و آینده یک رمزارز به کمک معامله گران بیاید. مصاحبه‌ افراد تاثیرگذار در بازار ارزهای دیجیتال و مطالبی که این افراد در صفحات اجتماعی خود به اشتراک می‌گذارند، می‌تواند نوعی سیگنال فاندامنتال ارز دیجیتال محسوب شود.

سیگنال تکنیکال

در تحلیل تکنیکال نیز، روند قیمتی آتی برای یک دارایی، با توجه به داده‌های قیمتی گذشته آن به دست می‌آید. بنابراین در سیگنال تکنیکال با بررسی تاریخچه قیمتی یک ارز دیجیتال، موقعیت‌های معاملاتی پیش‌رو در اختیار تریدرها قرار می‌گیرد.

بهترین روش تحلیل بازار ارزهای دیجیتال

روش های تحلیل بازار ارزهای دیجیتال

اگر قصد فعالیت مداوم در بازارهای مالی را دارید بهتر است توانایی تحلیل این بازارها را در خود تقویت کنید. در بازار ارزهای دیجیتال، تحلیل تکنیکال و فاندامنتال هر دو به یک اندازه اهمیت دارند و تکیه بر یکی از آن‌ها تصمیم درستی برای کسب سود مستمر در بازارهای مالی مخصوصا بازار ارزهای دیجیتال نخواهد بود.

ابتدا می‌بایست با استفاده از تحلیل فاندامنتال، ارزش بنیادی، اعتبار و آینده یک ارز دیجیتال را مورد بررسی قرار دهید و سپس با تحلیل تکنیکال، بهترین نقاط ورود به معاملات خرید یا فروش آن رمزارز را مشخص کنید.

سیگنال خرید و فروش در بازارهای مالی

سیگنال ارز دیجیتال

همانطور که در بخش اول توضیح داده شد، منظور از سیگنال ارز دیجیتال در معنای ذاتی خود، هر گونه عاملی است که می‌تواند باعث ایجاد تغییرات مشخص در نمودارهای قیمتی شود.

اما افراد بسیاری با سطوح توانمندی متفاوت در بازارهای مالی وجود دارند که اتفاقات و اخبار روز جهان را تحلیل کرده و ضمن بررسی نمودارهای قیمتی، تحلیل‌های شخصی خود را طی مجموعه‌ای از “معاملات احتمالا سودده” به صورت رایگان یا غیررایگان و با عنوان سیگنال خرید و فروش به سایر افراد فعال در بازار ارائه می‌کنند.

سیگنال ارز دیجیتال در اصطلاح عامیانه

معاملات خرید و فروشی که برای دارایی های متفاوت توسط سایر معامله گران پیشنهاد می‌شود، اصطلاحا سیگنال خرید و فروش ارز دیجیتال نامیده می‌شود.

بسیاری از افرادی که به تازگی وارد بازار ارزهای دیجیتال می‌شوند تصور می‌کنند با استفاده از سیگنال های متعدد از سوی افراد مختلف می‌توانند یک شبه مسیر ثروتمند شدن را طی کنند.

بنابراین همواره به دنبال دریافت سیگنال ارز دیجیتال هستند. از همین روی بخش عمده‌ای از زمان خود را به جستجوی موضوعاتی همچون “سیگنال رایگان ارز دیجیتال”، “بهترین سیگنال ارز دیجیتال”، “سایت سیگنال دهی ارز دیجیتال” و “سیگنال خرید ارز دیجیتال” اختصاص می‌دهند!

در صورتی که این تصور چندان درست نبوده و هر فرد موظف است با فراگیری آموزش صحیح، استراتژی معاملاتی خود را برای کسب سود مستمر از بازار ارزهای دیجیتال داشته به دست آورد.

چه زمانی می‌توان از سیگنال ارز دیجیتال استفاده کرد؟

اگر جزء افراد تازه وارد به بازار ارزهای دیجیتال هستید، می‌توانید تا زمان تسلط نسبی بر تحلیل تکنیکال و فاندامنتال از منابع معتبری که سیگنال خرید و فروش ارز دیجیتال را در اختیار افراد قرار می‌دهند استفاده کنید.

استفاده از سیگنال های خرید و فروش ارزهای دیجیتال می‌بایست با هدف یادگیری و به دست آوردن یک دیدکلی از روند حاکم بر بازار باشد و نه با هدف یک شبه ثروتمند شدن!

ویژگی‌ های یک سیگنال معتبر ارز دیجیتال

در مرحله اول می‌بایست پیشینه و اعتبار فردی که ارائه دهنده سیگنال است را مورد بررسی قرار دهید و از حرفه‌ای بودن آن فرد در حوزه بازار رمزارزها مطمئن شوید!

یک سیگنال خرید و فروش در صورتی معتبر خواهد بود که جزئیات معامله به صورت کامل در آن توضیح داده شده باشد. این جزئیات می‌بایست شامل موارد زیر باشد:

  • میزان ریسک به ریوارد معامله

    فردی که پیشنهاد خرید یا فروش یا همان سیگنال معاملاتی به دیگران ارائه می‌کند می‌بایست در ابتدا مشخص کند که سطح ریسک سیگنال ارائه شده چگونه است تا افراد بتوانند با سنجش میزان ریسک پذیری یا ریسک گریزی خود، تصمیم بگیرند که از آن سیگنال استفاده کنند یا خیر.
  • نقطه ورود و خروج معامله

    یک معامله پیشنهادی می‌بایست نقطه ورود به معامله و همچنین خروج از آن را به طور کامل برای افراد مشخص کند.
  • مدت زمان اعتبار سیگنال

    هر سیگنال خرید و فروش در واقع نوعی پیش‌بینی از بازار در یک بازه زمانی مشخص است که می‌تواند درست یا نادرست باشد. بنابراین فردی که یک موقعیت معاملاتی خاص را به دیگران پیشنهاد می‌کند، می‌بایست مدت زمان اعتبار آن پیشنهاد را نیز مشخص کند.
  • حد سود و حد ضرر

    به هیچ عنوان با سیگنالی که حد سود و ضرر معامله در آن مشخص نشده، وارد بازار نشوید!
  • توضیحات تحلیلی

    ارائه تحلیل و شرح روند حاکم بر بازار می‌تواند به اعتبار یک سیگنا‌ل‌ معاملاتی بیفزاید و جنبه آموزشی نیز داشته باشد.

نکاتی که می‌بایست در زمان استفاده از سیگنال ارز دیجیتال مورد بررسی قرار دهید

افرادی که با استفاده از سیگنال های خرید و فروش دیگران معاملات خود را تنظیم می‌کنند، عموما دچار یک اشتباه مشترک می‍شوند؛ اعتیاد به دریافت سیگنال از دیگران و عدم مدیریت صحیح ریسک.

نکته اول:

همان طور که در قسمت قبل اشاره شد، تمامی سیگنال های معاملاتی نوعی پیش‌بینی از بازار هستند که می‌توانند درست یا نادرست باشند. بنابراین بهتر است همواره سرمایه خود را به صورت کنترل شده وارد این دسته از معاملات کنید.

متاسفانه افراد بسیاری هستند که با مشاهده بازدهی سیگنال های خرید و فروش سایر معامله گران، با هدف کسب سود بیشتر، حجم معاملات خود را افزایش می‌دهند. حال اگر معامله مورد نظر، طبق تحلیل انجام شده پیش نرود، این افراد بخش بزرگی از سرمایه خود را به راحتی از دست خواهند داد.

بنابراین مدیریت سرمایه در معاملات خود را هرگز از یاد نبرید تا درگیر اشتباهات رایج تریدرها در بازارهای مالی نشوید.

نکته دوم:

استفاده مکرر از سیگنال های خرید و فروش ارز دیجیتال یکی از مواردی است که می‌تواند هر لحظه شما را از بازار خارج کند!

وابستگی به استفاده از سیگنال ارز دیجیتال شما را به صورت کامل از مسیر آموزش تحلیل و یافتن استراتژی معاملاتی صحیح خارج می‌کند. حال اگر به هر دلیلی شرایطی حاکم شود که شما به فردی که از سیگنال‌های او در معاملات خود استفاده می‌کردید دسترسی نداشته باشید، فعالیت شما در بازار به سادگی متوقف خواهد شد.

استراتژی معاملاتی خود را پیدا کنید

معامله با سیگنال ارز دیجیتال می‌تواند مزایا و معایبی گوناگونی داشته باشد که در قسمت‌های قبل ابعاد مختلف آن را بررسی کردیم. استفاده از تحلیل سایر افراد و مشورت با آن‌ها می‌تواند در تشخیص بهتر وضعیت بازار کمک کننده باشد. اما همواره به خاطر داشته باشید که میزان ریسک پذیری و ریسک گریزی در افراد متفاوت است.

فراموش نکنید که تنها خود شما هستید که آستانه تحمل ضرر در حسابتان را به درستی تشخیص می‌دهید. بنابراین سعی نکنید با استفاده مکرر از سیگنال های خرید و فروش سایر معامله گران، سرمایه خود را در معرض ریسک های نسجیده قرار دهید!

آموزش‌های لازم را برای فعالیت در بازار فرا گیرید، بر اساس آموزش‌هایی که فرا گرفته‌اید استراتژی‌ معاملاتی مشخصی را انتخاب و تست کنید و پس از کسب اطمینان از سودده بودن آن استراتژی، معاملات خود را بر اساس آن تنظیم کنید.

بدین ترتیب در طول زمان به یک تریدر حرفه‌ای تبدیل می‌شوید که برای هر اتفاق احتمالی یک سناریو و استراتژی دارد و در بازار سردرگم نیست!

سخن پایانی

استفاده از سیگنال های خرید و فروش در بازار ارزهای دیجیتال برای افراد مبتدی، در صورتی که با هدف یادگیری و پیدا کردن یک دیدگاه کلی نسبت به بازار باشد کمک کننده و مفید خواهد بود. بهترین مرجع برای دریافت این نوع سیگنال‌ها و تحلیل‌ها نیز منابع خبری یا آموزشی هستند که وضعیت بازار را کاملا بی طرف گزارش می‌کنند و نه افرادی که با ارائه سیگنال های معاملاتی کسب درآمد می‌کنند!

استراتژی معاملاتی چیست؟

استراتژی معاملاتی شامل مجموعه‌ای از شرایط و قوانین است که معامله گران را در انتخاب بهترین نقاط ورود و خروج از معامله یاری می‌کند.

تأمین مالی پروژه‌ای و عدم وابستگی به بودجه دولتی

بارها گفته شده که پروژه های عمرانی به علت مشکل تأمین مالی متوقف شده‌اند. در حالی که همین پروژه‌ها اگر در شرکتهای بخش خصوصی انجام شوند، سریعتر وبا کیفیت تر پیش خواهند رفت اما گفته می‌شود مشکل تامین مالی وجود دارد! اگر مردم بدانند سود و منفعت اجرای یک پروژه واقعاً بیشتر از هزینه اجرای آن است، آیا باز هم جذب سرمایه برای آن پروژه دشوار است؟ در حالیکه نقدینگی موجود در کشور ما نزدیک به ۱.۷۰۰ تریلیون تومان است.

به گزارش عیارآنلاین، سرمایه مورد نیاز برای اجرای طرح‌های ملّی و پروژه‌های عمرانی در کشور ما هم‌چنان از محل بودجه تأمین می‌شود. لکن بارها در اخبار می‌شنویم مسئولان دولتی یا مدیران پروژه‌های دولت، از طرح‌هایی سخن می‌گویند که به علت مشکل در تأمین سرمایه متوقف شده‌اند یا پیشرفت آنها کُند شده است. نه تنها مدیران دولتی، بلکه مدیران بخش خصوصی هم می‌گویند پول نیست. این در حالی است که نقدینگی موجود در کشور ما نزدیک به ۱.۷۰۰ تریلیون تومان است (یعنی یک میلیون و هفتصد هزار میلیارد تومان). آیا این نقدینگی کاملاً مشغول و در حال استفاده است که گفته می‌شود به کمبود پول برخورد کرده‌ایم؟ آیا بودجه مورد نیاز پروژه‌ها و طرح‌های عمرانی کشور از این مبلغ بیشتر است؟ چقدر از نقدینگی موجود کشور در خدمت انجام پروژه‌های آبادانی و خدمات رسانی قرار دارد؟

بودجه دولتی؛ رایجترین شیوه تامین مالی در ایران

در پاسخ بایستی بیشتر شیوه رایج تامین مالی در ایران پرداخت. یک مسیر برای فراهم کردن منابع مالی یک پروژه این است که دولت پول لازم را در اختیار پروژه بگذارد و در کشور ما که به اقتصاد دولتی عادت کرده، این مسیر مرسوم‌ترین راه تأمین مالی پروژه‌ها بوده است. بودجه دولت به دو بخش بودجه جاری و عمرانی تقسیم می‌شود که دولت بودجه عمرانی را برای اجرای طرح‌های عمرانی مصرف می‌کند و بودجه جاری را صرف امور روزمره؛ مثل پرداخت حقوق کارکنان و نگهداری از اماکن و اموال دولتی می کند. به عبارت دیگر بودحه جاری صرف خود دولت می‌شود. بنابراین اگر درآمدهای مورد انتظار دولت تحقق پیدا نکند، بودجه عمرانی دولت تأمین نمی‌شود و اجرای طرح‌های عمرانی با توقف مواجه خواهد شد.

علاوه بر این یکی از علل اصلی مشکلات پروژه‌های ملّی، اجرای پروژه توسط دولت است. اجرای پروژه توسط دولت، مسأله تأمین مالی را به مشکل بزرگتری تبدیل می‌کند؛ چرا که تشکیلات عریض و طویل دولت نه تنها مناسب اجرای پروژه‌های ملّی نیست، بلکه هزینه پروژه‌ها را هم افزایش می‌دهد و مشکل کمبود بودجه دوچندان می‌شود. اصولاً این سازوکارهای ناکارآمد دولتی است که هزینه اجرای پروژه ‌ها را چند برابر می‌کند و زمان احداث پروژه را طولانی و پروژه را در عمل فاقد توجیه اقتصادی می‌نماید.

دولت نیز کم و بیش به این ایرادات واقف بوده است و سالیان گذشته برای حل این مسئله به شرکت داری روی آورده است. اما آیا شرکت داری مسئله کمبود منابع مالی برای انجام پروژه ها را حل کرده یا تنها در قالب یک شرکت دولت های کوچکتری ایجاد کرده با همان معایب و معضلات؟

منابع مردمی و تامین مالی پروژه‌های عمرانی

توجه به این نکته ضروری است که بودجه دولتی تنها راه تأمین مالی پروژه‌های ملّی نیست. تأمین منابع مالی به روش‌های گوناگونی قابل انجام است. وقتی اجرای پروژه بر عهده دولت باشد، هزینه بوروکراسی دولت هم به هزینه پروژه‌ها اضافه می‌شود؛ در حالی که همین پروژه‌ها اگر در شرکتهای بخش خصوصی انجام شوند، سریعتر به پیش خواهند رفت و هزینه کمتری خواهند داشت. وقتی دولت برای انجام تصمیمات خودش به منابع مردمی نیاز نداشته باشد، خواسته‌ها و مطالبات مردم نقش مهمی در تنظیم اولویت‌های دولت نخواهد داشت. در نتیجه طرح‌های عمرانی با توجه به انتظارات مردم تدوین نمی‌شوند و مردم هم طرح‌های دولت را متعلق به خودشان نخواهند دانست.

حالا بیایید به این فکر کنیم که اگر مردم بدانند سود و منفعت اجرای یک پروژه واقعاً بیشتر از هزینه اجرای آن باشد، آیا باز هم جذب سرمایه برای آن پروژه دشوار است؟ وقتی مردم بدانند پروژه‌ای سودآور است به سرمایه گذاری روی آن علاقه نشان می‌دهند. چنین پروژه‌ای خودش سرمایه گذار را جذب خواهد کرد؛ چرا که همه علاقمند به طرحی هستند که سودآور باشد. اجرای هر طرح و پروژه‌ای امکان پذیر می‌شود؛ به شرطی که پروژه را طوری طراحی کنیم که سودآور یا به اصطلاح “اقتصادی” باشد. یعنی برای همه مسائل و مشکلاتی که مانع از سودآوری پروژه خواهند شد فکری کرده باشیم تا سود حاصل از اجرای پروژه از هزینه‌ اجرای آن بیشتر باشد. مسیر سوم تأمین مالی -که آن را تأمین مالی پروژه‌ای می‌نامیم- یعنی تأمین سرمایه مورد نیاز پروژه از طریق خود پروژه.

تأمین مالی پروژه‌ای هزینه‌ها را نه بر عهده دولت می‌گذارد و نه بر دوش یک شرکت خصوصی، بلکه تأمین هزینه‌ها و سود پروژه را به خود پروژه می‌سپارد! به بیان خیلی ساده تأمین مالی پروژه‌ای می‌گوید اگر طرح‌ها را طوری طراحی کنیم که اقتصادی باشند؛ طرح پروژه برای سرمایه گذاران جذاب خواهد شد و آنها با اطمینان از سودآوری پروژه، به مشارکت در پروژه علاقه نشان خواهند داد. به این ترتیب سرمایه لازم برای اجرای پروژه از خود پروژه فراهم خواهد شد.

فرض کنید یک آزادراه ساخته شود که عوارضی عبور خودروها به مدت ده سال به سرمایه گذاران واگذار شود؛ هم‌چنین امتیازاتی دیگر مثل تابلوهای تبلیغاتی در آزادراه نیز به سرمایه گذاران واگذار شود. در این صورت سرمایه گذاران با محاسبه هزینه اجرا و درآمد حاصل از اجرای طرح، به سرمایه گذاری روی آن علاقه نشان می‌دهند. هزینه ساخت آزادراه را دولت پرداخت نمی‌کند، حتی شرکتهای سرمایه گذار هم هزینه را نمی‌پردازند؛ بلکه با پرداخت عوارضی در واقع هزینه ساخت بزرگراه را همان کسانی می‌پردازند که از آن استفاده می‌کنند: یعنی رانندگان خودرو!

دولت سکان‌دار یا دولت پاروزن؟

تأمین مالی پروژه‌ای مشکلات و محدودیت‌های تأمین مالی دولتی و شرکتی را ندارد. پروژه‌ای که با حمایت و ابلاغ یک مقام دولتی به اجرا در آمده باشد، با مخالفت همان مدیر یا یک مدیر دیگر متوقف می‌شود؛ اما پروژه‌ای که سرمایه مورد نیازش را خودش جذب کرده باشد، وابسته به روی کار آمدن این مدیر یا آن مدیر دولتی نیست. در تأمین مالی پروژه‌ای محدودیت سرمایه شرکتها مانع از اجرای پروژه‌ها نیست؛ به شرطی که پروژه –از نظر اقتصادی- جذاب باشد. با منطق تأمین مالی پروژه‌ای، اجرای هیچ طرحی مشکل تأمین سرمایه نخواهد داشت، به شرطی که طرح آن “اقتصادی” باشد.

تأمین مالی پروژه‌ای با فراهم کردن هزینه‌های اجرای پروژه از خود پروژه، نه تنها نگرانی دولت (و بنگاه‌های خصوصی) را بابت تأمین مالی طرح‌ها برطرف می‌کند، بلکه موقعیتی برای دولت فراهم می‌سازد تا درآمد خود را برای کارهای مهم‌تری استفاده کند و به جای پروژه اجرا کردن، به ایفای نقش اصلی خودش بپردازد. نقش دولت، پارو زدن نیست، بلکه هدایت کردن کشتی و جهت دادن به آن است. دولت سکاندار شرایط پارو زدن را برای دیگران فراهم می‌کند تا آنها پارو بزنند و دولت به هدایت کشتی می‌پردازد. به عدم وابستگی به معامله چگونه است؟ عبارت دیگر نقش مهم دولت، این است که مردم را توانا کند تا خودشان بتوانند راه حل غلبه بر مشکلات را پیدا کنند؛ نه اینکه منتظر بمانند تا دولت برای آنها راه حلّی پیدا بکند. امروزه کشورهای پیشرفته نیز با استفاده از مکانیزم تامین مالی پروژه ای و در قالب طرح های مشارکت عمومی و خصوصی پروژه های عمرانی را کلید زده و مسیر توسعه کشور را طی می‌کنند. وابسته کردن پروژه های عمرانی به منابع مردمی نه تنها دسترسی به منابع مالی نامحدود مردمی را فراهم می‌سازد که مردم را در سود پروژه ها شریک کرده و زمینه ساز مشارکت عمومی در همه عرصه های اجتماع خواهد شد. لذا این مسیری است که ایران نیز ضروری است به سمت آن با سرعت بیشتری حرکت کند.

هدفگذاری تامین کل بودجه کشور از طریق مالیات تا پایان دولت/ فرار ۴۰۰ هزار شرکت فعال از پرداخت مالیات

هدفگذاری تامین کل بودجه کشور از طریق مالیات تا پایان دولت/ فرار 400 هزار شرکت فعال از پرداخت مالیات

به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، داوود منظور رییس سازمان امور مالیاتی در جلسه مشترک با اعضای کمیسیون اصل 90 مجلس شورای اسلامی گفت: باید بتوانیم سازمان امور مالیاتی را در مسیری قرار دهیم که در تراز دولت مردمی باشد. امیدوار هستیم بتوانیم اصلاحات لازم را در این بازه زمانی انجام دهیم.

وی افزود: در گذشته دو جلسه با کمیسیون اصل 90 مجلس شورای اسلامی برگزار شد که در این جلسات با دغدغه های نمایندگان آشنا شدیم. نگرانی اصلی که در این جلسات احساس شد این بود که نسبت به فرار مالیاتی به ویژه در حوزه پزشکان، هنرمندان و بخش های دیگر اقتصاد نگرانی های جدی وجود داشت.

سازمان امور مالیاتی ده بدهکار بزرگ را معرفی کند

حجت الاسلام پژمان فر رییس کمیسیون اصل 90 مجلس در این جلسه گفت: کمیسیون اصل 90 یک کمیسیون نظارتی است و در بین دستگاه های نظارتی به عنوان یک کمیسیون مهم که در حوزه قانون اساسی تا بقیه موضوعات نظارت دارد مطرح است. اولین موضوع معوقات مالیاتی است. افراد متعددی در کشور به خصوص در تهران وجود دارند که اعداد معوقات مالیاتی آنها بالا است.

وی با بیان اینکه برنامه سازمان امور مالیاتی در وصول این معوقات مهم است، گفت: عملکرد سازمان در مقایسه با بودجه جای تقدیر دارد اما سوال این است که سهم دریافت مالیات از معوقات چقدر است؟ یکی از پیشنهادات ما در قانون بودجه سال آینده این است که یک سهم مشخص برای معوقات در نظر گرفته شود. اصالت اصلی در بحث مالیات این است که جامعه احساس عدالت داشته باشد.

پژمان فر گفت: اساسا یکی از مجموعه هایی که می‌تواند حس عدالت را در جامعه گسترش دهد سازمان امور مالیاتی است. جریان قدرت و ثروت امکان نفوذ و شبکه سازی دارد و ممکن است سازمان مالیاتی را در مسیری قرار دهند که جلوی وصول مالیات از آنها را بگیرد. به طور مثال در مواردی به صورت شبکه ای شرکت هایی را تأسیس می‌کنند و با استفاده از آنها از پرداخت مالیات فرار می‌کنند.

ساز و کار سازمان امور مالیاتی در مسیر کنترل فرار مالیاتی بسیار مهم است. ما در حوزه انتخابیه با موارد متعددی مواجه هستیم که سیستم مالیاتی با استفاده از تراکنش های بانکی در حال جلوگیری از فرار مالیاتی است. سوال دیگر این است که از اطلاعات ماده 169 مکرر چگونه برای کنترل فرار مالیاتی استفاده می‌کنیم.

وی با اشاره به اینکه مورد دیگر ممیز محوری سازمان امور مالیاتی است، گفت: برنامه های سازمان برای آنکه سازمان امور مالیاتی از فرد محوری خارج شود برای ما مهم است. مالیات برعایدی سرمایه نیز یک قدم بزرگ است و باید به سمت اجرای آن برویم. قانون پایانه های فروشگاهی که ما در دستور داریم و نیاز به شفافیت در وصول مالیات وجود دارد.

رییس کمیسیون اصل 90 مجلس شورای اسلامی ادامه داد: در حوزه معوقات مالیاتی ما آمادگی پیگیری موضوع را داریم. در صورت اعلام سازمان امور مالیاتی، 10 نفر از مهم‌ترین افرادی که در دولت های قبلی مالیات ندادند و در دولت های آینده نیز نخواهند داد را پیگیری خواهیم کرد. تریبون مجلس جایگاه قدرتمندی است که می‌توان از آن برای پیگیری معوقات مالیاتی استفاده کرد.

وی با بیان اینکه دستگاه‌های نظارتی در خصوص زمان اجرا ایراداتی را به سامانه پایانه فروشگاهی وارد کردند، گفت: در حوزه نظارت بر این سامانه های نیز ابهاماتی وجود دارد که لازم است سازمان امور مالیاتی در این خصوص توضیحاتی ارائه کند.

عدم وابستگی به نفت، یعنی اداره کشور از منابع حاصل از مالیات

مصطفی میرسلیم از اعضای کمیسیون اصل 90 مجلس در خصوص عملکرد سازمان مالیاتی گفت: در حوزه سیاست تکلیف ما از گذشته مشخص است و ان تکلیف یعنی رها شدن و خروج کشور از وابستگی به نفت که 40 سال است گریبان گیر ماست، به زبان ساده رهایی از نفت یعنی کشور با مالیات اداره شود.

کشوری که عادت کرده از درامد نفتی امورات بگذراند، نفهمیده که برای اداره کشور باید از خود مایه بگذارد و این مایه گذاشتن یعنی ایجاد فرهنگ مالیاتی در کشور.

وی افزود: همانطور که حضرت امام (ره) و رهبری فرمودند، مالیات یک فریضه است. در کشور ما متاسفانه فرهنگ مالیاتی وجود ندارد و باید در این زمینه برنامه ریزی شود و یکی از وظایف شازمان امور مالیاتی فرهنگ سازی مالیاتی است.

از این به بعد اصل درامد کشور عدم وابستگی به معامله چگونه است؟ باید از مالیات باشد. تمامی کارشناسان هم میدانند که مثلا عدد 600 هزار میلیارد تومانی حاصل از مالیات، عدد واهی نیست و واقعی است و اتفاقا قابل وصول هم است. خب مشخص است که منافع عده ای به خطر می افتد و مقابله می کنند، چرا که به هرحال این منابع، بسیار هنگفت هستند و برخی افراد ذی نفع این شرایط بوده اند و سال هاست که اندکی مالیاتی پرداخت نکرده اند بنابراین فردی که فرار مالیاتی سنگین دارد حاضر است کلی خرج کند تا مالیات پرداخت نکند.

میرسلیم در اخر اضافه کرد: ما باید به سمت فرهنگی برویم که زمانی که مالیات می دهیم حس کنیم در امور کشور مشارکت می کنیم، سپس گام بعدی این است که به سمتی رویم که مردم خودشان باید اظهار کنند نه اینکه سرکشی باشد، بنا را هم بر این بگذاریم که اکثریت مردم وفادار به نظام و دوست دار کشورند، خودشان واقعیت ها را اظهار می کنند و اگر کسی هم خلاف واقع اظهار کرد آن وقت به شدت با او برخورد شود.

متاسفانه ما همواره با صحبت هایی مواجه می شویم که تخفیف یا بخشودگی در مالیات ها را توجیه می کنند. وظیفه ی سازمان امور مالیاتی تخفیف یا بخشودگی مالیات نیست، همه باید مالیات بدهند و سپس اگر تصمیم به کمک به یک نهاد یا سازمانی شد آنوقت قانون وضع شود و از خزانه آن پول را برگردانیم. در مالیات بخشودگی یا تخفیف نداریم، کمک کردن باید طبق قانون و از محل دیگری باشد.

عدم تخصیص مالیات هر استان برای مصارف آن با وجود الزام قانونی

الهام آزاد عضو کمیسیون اصل 90 مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه یکی از منابع اصلی درآمد کشور مالیات است گفت: برای بی‌نیاز شدن کشور از مالیات نیازمند دریافت مالیات هوشمندانه هستیم. یکی از مطالبات ما این است که مالیات شهرستان با وجود تاکید به تخصیص به خود این استانها، به آنها پرداخت نمی‌شود. ضمن اینکه می‌توانیم از ظرفیت کارشناسی سازمان امور مالیاتی بیش از پیش استفاده کنیم.

هدف گذاری تامین کل بودجه عمومی از طریق مالیات تا پایان دولت سیزدهم/ سهم مالیات به 80 درصد خواهد رسید

داوود منظور رییس سازمان امور مالیاتی پس از صحبت نمایندگان و در پاسخ به سوالات مطرح شده گفت: رویکرد ما این بود است که با برخی اقدامات تحولی به سمت اجرای سند تحول دولت مردمی حرکت کنیم. در سند تحول ما مکلف شدیم تا دریافت مالیات را داده محور کنیم و نظرات ممیز محور را حذف کنیم. بر همین اساس اقداماتی مانند اجرای قانون پایانه های فروشگاهی و ایجاد پروفایل اقتصادی برای مودیان از این جمله است.

وی ادامه داد: رویکرد دیگر ما کاهش فشار بر بخش رسمی اقتصاد است، مخصوصا بخش تولید. باید فشار را بر فرارهای مالیاتی متمرکز کنیم. تلاش کردیم تا با مقابله با فرار و پایه های مالیاتی جدید درآمدهای مالیاتی را افزایش دهیم. در روزهای اول کار دولت سیزدهم، لایحه مالیات بر مجموع درآمد را به مجلس ارائه کردیم. براین اساس امیدوار هستیم تا از مالیات منبع محور به مالیات فرد محور برسیم. مالیات برعایدی سرمایه نیز طی ماه‌های اخیر پیگیری شده و به نقطه ای رسیده که مورد تایید سازمان امور مالیاتی و وزارت اقتصاد است.

260 هزار رکورد غلط در خصوص خانه‌های خالی به سازمان امور مالیاتی ارائه شد

رییس سازمان امور مالیاتی با اشاره به اینکه مالیات بر خودروها و خانه‌های لوکس چند سالی در بودجه می‌آمد اما اجرایی نمی‌شد، گفت: در بحث خودروها بالغ بر 300 میلیارد تومان وصول کردیم. با وجود اینکه در خانه های لوکس نیز اطلاعات کمی از شهرداری‌ها دریافت کردیم اما تغییرات خوبی در این حوزه داشتیم. در خانه های خالی توفیقات خوبی نداشتیم چرا که اطلاعاتی که از وزارت راه دریافت کردیم مناسب نبوده است. از مجموع 520 هزار رکوردی که به سازمان ارائه شده است، 260 هزار رکود غلط بوده است براین اساس تا کنون با وجود همه هزینه ها و تلاش های انجام شده حدود پنج میلیارد تومان مالیات از این حوزه وصول شده است.

وی افزود: کار اصلاح ساختارها و فرآیند ها نیز در دستور کار قرار دارد و تلاش می‌کنیم تا وصول مالیات را تسریع کنیم و سلامت سازمان را ارتقا دهیم. یکی از اقدامات ایجاد استقلال در دادرسی است. براساس قانون دائم ارزش افزوده مرکز دادرسی ایجاد شده و با توجه به اختیارات داده شده به نماینده دادگستری طی 9 ماه گذشته فرآیند دادرسی شکل مستقل تری به خود گرفته است.

منظور تاکید کرد: همه تلاش ما این است که عدد تعیین شده در بودجه را وصول کنیم تا درآمدهای پایدار دولت تامین شود. امروز شاهد هستیم که درآمد ماهانه مالیات به 45 هزار میلیارد تومان رسیده است و این در حالی است که این رقم در سال گذشته 25 هزار میلیارد تومان بوده است. جهت گیری اصلی ما این است که بتوانیم طی سه سال آینده بودجه عمومی کشور را به صورت کامل از طریق مالیات تامین کنیم. در حال حاضر سهم مالیات در بودجه 55 درصد است و قصد داریم این رقم را به حدود 80 درصد برسانیم.

با این کار وابستگی بودجه به ارز و نفت کاهش می‌یابد و از نظر سازمان امور مالیاتی مهم ترین راهکار برای مقاومتی کردن اقتصاد همین است. با سازمان برنامه و بودجه نیز توافق کردیم تا 650 هزار میلیارد تومان مالیات در سال آینده تامین کنیم که از نظر سازمان امور مالیاتی تحقق پذیر است. 71 هزار میلیارد تومان تا امروز وصول شده و برای سال آینده نیز برنامه ریزی کردیم تا ماهانه 55 هزار میلیارد تومان درآمد محقق کنیم.

ماجرای 400 هزار شرکت فعال که اظهارنامه ارائه نمی‌کنند

با استفاده از اطلاعات ابزارهای پرداخت بیش از دو میلیون مودی جدید شناسایی کردیم. براساس اطلاعات حدود 400 هزار شرکت فعال داریم که ممکن است فعالیت آنها کم باشد اما بارنامه، اطلاعات انبار و تراکنش بانکی دارند اما در سال های گذشته اظهارنامه ارائه نکردند. در خصوص این شرکت ها در حال تولید اظهارنامه برآوردی هستیم. در این خصوص معیارهای مختلفی در نظر گرفته شده که شامل اطلاعات سامانه ماده 169، گردش حساب، اطلاعات خرید، تسهیلات بانکی، گمرک و بارنامه می‌شود. بالغ بر 100 قلم اطلاعاتی دریافت می‌کنیم که آنها را در 13 حوزه دسته بندی کردیم.

یکی از اقدامات ما این است که بتوانیم زنجیره شرکت ها همگروه را شناسایی کنیم. به طور مثال اعضای مشترک اعضای هیئت مدیره های شرکت ها را شناسایی می‌کنیم. همچنین اطلاعات خرید فروش را نیز بررسی می‌کنیم وقتی می‌بینیم که 10 شرکت به صورت مداوم با یکدیگر معامله می‌کنند یعنی احتمال دارد که فرار مالیاتی آنجا شود. سامانه ای برای این منظور با نام ستاره تشکیل شده که به صورت مشخص چنین شرکت‌هایی را شناسایی می‌کند.

به این ترتیب و براساس موتور ریسک، مودیان را به مودیان پر ریسک، کم ریسک و با ریسک متوسط تقسیم می‌کنیم. اظهارنامه مودیانی که ریسک پایین دارند را بدون رسیدگی می‌پذیریم. از مجموع حدود چهار میلیون و نیم مودی که داریم، شاید حدود 700 تا 800 هزار پرونده را مورد رسیدگی قرار می‌دهیم. در بحث مالیات برخانه های خالی از سوی افکار عمومی تحت فشار هستیم و به وزارت راه اعلام کردیم که اطلاعات خانه های غلط را خارج کنند و سایر اطلاعات را به سازمان امور مالیاتی اعلام کنند.

دامنه شمول اصل نسبی بودن قراردادها نسبت به قائم مقام ها

عقد به عنوان موجودی انتزاعی محصول مشترک اراده دو، یا چند طرف است؛ بر همین اساس آثار و نتایج آن هم اصولاً متوجه طرفین آن می باشد و له یا علیه بیگانگان که اراده ی آنها در شکل گیری این موجود اعتباری نقشی نداشته است بلا اثر است. در واقع آثار یک عقد باید دامنگیر کسانی شود که در ساختمان اصلی عقد دخالت داشته اند و هیچکس نمی تواند اراده خود را بر دیگران تحمیل کند و این همان «اصل نسبی یا خصوصی بودن اثر قرارداد» می باشد و در معنی اعم قائم مقام طرفین عقد یعنی جانشین متعاقدین نیز جزء طرفین عقد می باشند.قاعده نسبی بودن قرارداد ها یکی از نتایج اصل حاکمیت اراده است.
طبق اصل نسبیت تنها طرفین یک عقد که در تراضی شرکت داشته اند مشمول حقوق و تعهدات ناشی از آن می شوند اما باید در نظر داشت عقود نه فقط نسبت به طرفین معامله مؤثرند بلکه نسبت به قائم مقام ایشان نیز دارای اثر خواهند بود.
تعریف قائم مقام
در هیچ یک از قوانین ما اصطلاح قائم مقام تعریف نشده و جز در مورد مدیر تصفیه ورشکسته (ماده 418 ق.ت) و طلبکاران معسر (ماده 36 ق اعسار مصوب 20 آذر 1313) به کار نرفته ولی با توجه به روح مواد مربوط به نمایندگی و ارث در تعریف قائم مقامی می توان گفت: قائم مقام کسی است که به طور مستقیم یا بوسیله نماینده خود در تراضی شرکت نداشته ولی در نتیجه انتقال تمام با بخشی از دارایی یک طرف به او جانشین طرف قرارداد و عهده دار و بهره مند از اجرای آن شده است.
قائم مقام کسی است که حق یا تکلیف یا تعهد به سبب عقد یا ایقاع یا واقعه حقوقی مانند ارث به او منتقل می شود.
قائم مقام دو معنای لغوی و اصطلاحی دارد که هر دو در قوانین عملا به کار گرفته شده است، از لحاظ لغوی به معنای نائب و جانشین است. در ماده 231 ق.م نیز قائم مقام قانونی را به طرفین عطف کرده و معاملات را در باره او نیز مؤثر دانسته است. در حقوق ایران بحث قائم مقامی قهری (قانونی) مطرح می شود. قائم مقام قانونی به حکم مستقیم قانون گذار یا شارع و بدون دخالت اراده اشخاص حقوق و تعهدات متعلق به یک شخص حقیقی یا حقوقی به شخص دیگر منتقل می شود. «قائم مقام قانونی را کسی را که مستقیما در عقد و قرارداد مداخله نداشته ولی اثرات آن به جهتی از جهات از متعاملین به او سرایت نماید معرفی کرده اند».
اولین شرط قائم مقامی این است که حق یا تکلیف مورد نظر قابلیت انتقال داشته باشد در تعهداتی که ماهیتا به شخص متعهد وابسته اند یا این وابستگی قید تعهد است یا طرفین بر انتقال ناپذیری آن شرط نموده اند امکان قائم مقامی وجود ندارد و این قابلیت انتقال از اوصاف حقوق مالی است. انتقال حق یا تعهد شرط قائم مقامی است. همین قید انتقال قائم مقامی را از نهاد مشابه خود (نمایندگی) تفکیک می کند. نماینده هیچ حقی را از اصیل انتقال نمی گیرد بلکه از جانب او در اموالش تصرف می کند اما در قائم مقامی، قائم مقام جایگزین صاحب حق و تعهد می شود. قائم مقامی به دو دسته عام و خاص تقسیم می شود.
قائم مقامی عام
قائم مقام عام کسی است که در نتیجه انتقال تمام یا جز مشاع از دارایی دیگری به او، جانشین وی می شود و از حقوق وی بهره مند و به تعهدات او پایبند می گردد. دارایی وابسته به شخصیت است و هر فرد دارای یک دارایی واحد است. قائم مقامی عام انتقال حقوق و تعهدات موجود در دارایی فعلی شخص است نه انتقال ظرف دارایی، قائم مقامی عام به صورت انتقال تمام دارایی به نحو قهری و به حکم مستقیم قانون متصور است زیرا جابجایی مجموعه دیون به طور ارادی به جهت اینکه باید رضایت همه دیان را جلب کرد کار بسیار دشواری است. در همین راستا مصادیق قائم مقامی عام بیانگر نوعی قائم مقامی قهری است اما در زمینه جز مشاع از دارایی مانعی ندارد که اصیل جمعی از حقوق و تعهدات خود را به دیگری منتقل نماید. با توجه به عمومیت قائم مقامی این نکته قابل توجه است که این در مورد حقوق و دیونی است که وابسته به شخصیت ناقل نیست در مواردی که وابستگی شخصیتی وجود دارد ناچارا عدم انتقال حق را می پذیریم.
چنانکه اگر پزشکی تعهد درمان بیماری را در برابر دستمزد معین بکند یا نقاشی رسم تصویری را به عهده بگیرد پس از فوت پزشک یا نقاش تعهد نیز منحل می شود و وارثان او هیچ سهمی در دیون و مطالبات ناشی از این قرارداد ندارند. در کنار حقوق و دیونی که غیر قابل انتقال هستند آنچه در روابط میان طرفین و به موجب قانون هم غیر قابل انتقال دانسته اند قابلیت قائم مقامی ندارد.
الف : وراث
وراث شخص قائم مقام او محسوب میشوند این قائم مقامی در اثر وقوع یک واقعه حقوقی (فوت) و به حکم قانون واقع می شود. وقتی کسی فوت می کند دارایی او به ورثه منتقل می شود و هر یک از ورثه به قدر سهم الارث قانونی خود به طور مشاع در کلیه ی ما ترک مورث شریک می شوند و هر یک به نسبت سهم الارث خود مسئول تعهداتی می باشد که مورث به نفع دیگران نموده و همچنین ورثه از کلیه تعهداتی که به نفع مورث شده بهره مند می گردد. در حقوق ایران ورثه شخصیت مورث را ادامه نمی دهند بلکه بعد از فوت مورث حقوق و دیون ترکه به آنها تعلق می گیرد. دیون از ترکه ایفا و حقوق استیفا می شود و آنچه باقی می ماند به وراث انتقال می یابد. این نکته قابل توجه است که در ارث در صورت قبول ترکه وراث قائم مقام مورث می شوند در صورتی که وراث از قبول ترکه امتناع کنند در سمت قائم مقامی قرار نمی گیرند اما پس از تصفیه دیون اگر چیزی از ماترک باقی بماند به آنها تعلق می گیرد. در صورتی که حقوق و دیونی قائم به شخصیت متوفی باشند و همچنین آثار عقدی که با اذن و اباحه صورت می گیرد به وراث منتقل نمی شوند و وراث در آنها قائم مقام نیستند. باید دانست که هر گاه مورد معامله انجام عملی باشد که در آن مباشرت شخص طرف معامله قید باشد و این شخص فوت کند در این صورت تعهد مزبور به ورثه او انتقال پیدا نمی کند بلکه معامله به علت عدم امکان انجام مورد آن باطل خواهد شد. این مطلب با نظر برخی که معتقدند قائم مقام عدم وابستگی به معامله چگونه است؟ بودن وارث برای مورث خود به نحو مطلق و کلی است در تعارض قرار نمی گیرد چرا که منظور از این اطلاق، کلیه مسائل مربوط به امور مالی مورث است.
ب : موصی له
طبق ماده 1305 ق.م موصی له در کنار ورثه قائم مقام عام دانسته شده است. گروهی موصی له که سهم مشاعی از ترکه به او واگذار شده را مانند وارث می دانند.
اما بر این نظر ایراد وارد شده که در وصیت سهم مشاع یا تمام اموال موصی مورد انتقال قرار می گیرد نه دارایی او ! این سهم بخش خالص ترکه بعد از تصفیه دیون است، هیچ وقت تملیک موصی همراه با دیون متوفی نیست تا گفته شود مثل وارث است. حقیقت این است که قرار داد های متوفی در برابر موصی له قابل استناد است و او نمی تواند منکر وجود عقد در دیون ناشی از آن شود چون به حکم قانون پرداخت دیون متوفی مقدم بر اجرای وصیت است نفوذ آن عقد در حقوق موصی له اثر می کند ولی موصی له قائم مقام موصی نیست لذا طبق اصل نسبی بودن نه می تواند حقوق وی را مطالبه کند، نه ملزم به اجرای مفاد عقد است.
ج : طلبکاران عادی
عده ای بر این عقیده استوار هستند که طلبکار در موارد معینه ای قائم مقام بدهکار خود می شود و منتفع از تمام تعهدات او می شود. بستانکاران عادی در مورد قرارداد های منعقده توسط مدیون ذی سمت شده و مشمول رابطه نسبیت قرار می گیرند و مجاز می باشند علیه کسانی که طرف قرارداد مدیون بوده اند اقامه دعوی نمایند.
اما انتقادی که وارد شده این است که طلبکار حق مدیون را به نام و به حساب او اعمال می کند و نماینده است نه اصیل. در حالی که قائم مقام جانشین طرف قرارداد است و حق را به نام خود و بر خود اعمال می کند.
دلیل خود را اینگونه مطرح می کنند که تصرفاتی که مدیون در اموال خود می کند در وضع طلبکارانی که وثیقه ندارند مؤثر است زیرا هر چه بر میزان دارایی بدهکار افزوده شود اطمینان بیشتری از وصول طلب خود پیدا می کند. طلبکاری که بدون گرفتن وثیقه به پیمان و عهد بدهکار اعتماد می کند، در واقع دارایی و اعتماد او را پشتوانه و ضامن اجرای حق خویش می بیند قانونگذار نیز با توجه به همین اعتماد مشروع دارایی مدیون را وثیقه عمومی طلبکاران می داند و به آنان اجازه داده است که گاه به جای مدیون طرح دعوی کنند. اینکه ما طلبکار را قائم مقام عام بدانیم قابل انتقاد است چون قراردادهای مدیون جز در مورد حیله و تقلب در برابر طلبکار قابل استناد است از این جهت نه حقی ایجاد می کند نه دینی. طلبی ثابت دارد که باید از دارایی مدیون استیفا شود و ترکیب دارایی نه از آن می کاهد نه به آن می افزاید. درست است که قانون در مورد اعسار و ورشکستگی مدیون به طلبکار اختیار می دهد که به نام او اقامه دعوی کند اما در اینجا طلبکار نماینده است نه اصیل. پس وضع طلبکار را نمی توان با وراث قیاس کرد چراکه وارث، زندگی حقوقی مورث را انتقال می دهد اما طلبکار روبروی بدهکار و ضد اوست پس او را باید ثالث شمرد که تحت حمایت قانونگذار موقعیت ویژه ای پیدا کرده است.
قائم مقامی خاص
قائم مقام خاص کسی است که در اثر انتقال مالی معین یا حقی خاص به او جانشین منتقل عنه می شود. قائم مقامی خاص را به دو دسته تقسیم کردند :قائم مقامی ناشی از انتقال حقوق و تعهدات قراردادی یا قائم مقامی ناشی از انتقال حق عینی/ قائم مقامی ناشی از انتقال موقعیت قراردادی یا قائم مقامی ناشی از انتقال طلب
الف : قائم مقامی ناشی از انتقال حقوق قراردادی (انتقال حق عینی)
اگر کسی حق یا تعهد خاصی را به دیگری انتقال دهد در تمام آن حقوق و تعهدات انتقال گیرنده جانشین انتقال دهنده خواهد بود. در قراردادهایی که حق عینی به سود یا زیان مالک بوجود می آورد انتقال گیرنده قائم مقام مالک است چون این قراردادها موجب فزونی یا کاهش حق مورد انتقال می شود در واقع مالک با همه اوصاف حقی را انتقال می دهد و انتقال گیرنده می پذیرد. این حق عینی حقی است که شخص به طور مستقیم و بدون واسطه نسبت به مالی پیدا می کند و کاملترین نوع آن مالکیت است. حق انتفاع و ارتفاق از اجزاء حق مالکیت است. وقتی ملکی به فروش می رسد و فردی در آن حق عبور دارد خریدار به جای مالک قبلی جانشین وی می شود. انتقال گیرنده اصولا در مورد قراردادهایی که انتقال دهنده درباره حق مورد معامله بسته است قائم مقام او نیست چرا که قائم مقامی خاص با انتقال حق خاصی یا عین معینی به دیگری برای او به نسبت همان مال یا حق ایجاد می شود. اما در مورد معاملاتی که پیش از انتقال انجام شده و موضوع آن ذات حق مورد یا از لوازم و توابع آن است انتقال گیرنده را باید قائم مقام مالک سابق دانست زیرا در این گونه موارد آثار عقد جزو حق یا مال شده و انتقال گیرنده نیز آن را به همان صورت مالک می شود.
ب: عدم وابستگی به معامله چگونه است؟ قائم مقامی ناشی از انتقال موقعیت قراردادی (انتقال طلب)
از جمله مواردی که شخص ثالث قائم مقام طرف عقد میشود فرضی است که یکی از دو طرف موقعیت قراردادی و وضع حقوقی خود را به دیگری انتقال می دهد و او را در این مورد قائم مقام خود می کند. در موردی که مستأجر با داشتن حق انتقال به غیر اجاره را به دیگری واگذار می کند در واقع او عدم وابستگی به معامله چگونه است؟ را جانشین همه حقوق و تعهدات خود می کند و مستأجر جدید را به جای خود می نشاند. در مورد امکان و شرایط انتقال قرارداد قانون مدنی حکمی ندارد آنچه بیشتر مطرح شده انتقال طلب و دین بوده است. «انتقال طلب عقدی است که به استناد آن طلبکار حقوق خود را به ثالثی که در این عقد طرف قرارداد محسوب است انتقال می دهد، منتقل الیه قائم مقام ناقل می شود»
موضوع انتقال طلب باید حق شخصی باشد. انتقال دین قراردادی است بین دو طرف مبنی بر انتقال دین از ذمه مدیون به ذمه ثالث. بعد از انتقال دین ذمه مدیون اصلی بری و ذمه ثالث که همان مدیون جدید است مشغول می شود و ثالث جایگزین مدیون اصلی می شود. در انتقال قرارداد تنها هدف این نیست که دین یا طلب ناشی از عقد به دیگری واگذار شود مقصود این است که انتقال گیرنده جانشین و قائم مقام خاص طرف قرارداد شود و از تمام ویژگی های موقعیت قراردادی بهره مند باشد. در پیمان های خصوصی که با توجه به شخصیت دو طرف بسته می شود و قائم به شخص است انتقال قرارداد امکان پذیر نیست اما در گروه دیگر قرارداد ها که توجهی به شخصیت طرفین نمی شود و بیشتر چهره تجارتی و مبادله اموال دارد تغییر طرف قرارداد تعارضی با مفاد تراضی ندارد زیرا شخصیت مطرح نیست.

نرم افزار CRM دیدار می تواند فروش شما را تا 300% افزایش دهد!

قبل از نرم افزار CRM بی نظمی پیگیری ها، وابستگی به افراد، عدم وجود یک دیتابیس از مشتریان، فروش آشفته و نداشتن تصویر روشن از کسب و کار باعث می شد شما شب ها در آرامش نخوابید، اما بعد از نرم افزار CRM ، نظم و سرعت در پیگیری ها، عدم وابستگی به افراد، فروش بیشتر، در کنترل بودن فروش توسط شما و دیدن آنچه که به شما کمک می کند تا رشد کنید باعث خواهد شد شما شب ها آسوده بیاسایید.

مدیریت ارتباط با مشتری اکسون

چرا کاریز فروش دیدار برای شما معجزه خواهد کرد؟

پنج خرید قبلی خود را به یاد آورید؟ از چه کسی خرید کرده اید وقتی که ده ها فروشنده مانند هم با همان قیمت و یا همان کیفیت می خواستند به شما بفروشند؟
پاسخ شما روشن است : کسی که شما را سریع تر و منظم تر پیگیری کرده است.
وقتی یک مشتری بالقوه وارد کاریز فروش دیدار شما می شود تا تعیین تکلیف نهایی جلوی چشم فروشنده شماست، کاریز دیدار به او می گوید که چه زمانی او را پیگیری کند، قبلا با او چه صحبتی کرده است و یا حتی چه چیزی به او فروخته است و می تواند زمان پیگیری بعدی اش را برایش هماهنگ کند.

آیا 300% افزایش فروش توسط نرم افزار CRM معجزه نیست؟!

تحقیقات نشان می دهد بیشتر از 55 درصد خریداران CRM مهمترین ویژگی آن را سهولت استفاده می دانند.
دیدار خیلی خیلی خیلی ساده و راحت برای استفاده است، شما با یک آموزش 9 دقیقه ای می توانید استفاده از دیدار را از همین 9 دقیقه دیگه شروع کنید.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.