اندازه گیری حرکت رو به بالا


سوره یس/متن و ترجمه

برای مشاهده ترجمه ها و تفسیرهای هر آیه روی آن کلیک کنید.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است و مهربانی‌اش همیشگی

سوگند به قرآن کریم، (۲)

که بی تردید تو از فرستادگانی، (۳)

بر راهی راست [قرار داری.] (۴)

[قرآن] نازل شده توانای شکست ناپذیر و مهربان است. (۵)

تا مردمی را بیم دهی که پدرانشان را بیم نداده اند و به این علت [از حقایق] بی خبرند. (۶)

یقیناً فرمان عذاب بر بیشترشان محقق و ثابت شده است، به این سبب ایمان نمی آورند. (۷)

مسلماً ما غل هایی بر گردنشان نهاده ایم که تا چانه هایشان قرار دارد به طوری که سرهایشان بالا مانده است، (۸)

و از پیش رویشان حایلی و از پشت سرشان [نیز] حایلی قرار داده ایم، و به صورت فراگیر دیدگانشان را فرو پوشانده ایم، به این خاطر حقایق را نمی بینند، (۹)

و برای آنان یکسان است چه بیمشان دهی یا بیمشان ندهی، ایمان نمی آورند، (۱۰)

بیم دادنت فقط برای کسی ثمربخش است که از قرآن پیروی کند و در نهان از خدای رحمان بترسد، پس او را به آمرزش و پاداشی نیکو و با ارزش مژده ده. (۱۱)

بی تردید ما مردگان را زنده می کنیم و آنچه را پیش فرستاده اند و [خوبی ها و بدی های] بر جا مانده از ایشان را ثبت می کنیم و همه چیز را در کتابی روشن [که اصل همه کتاب هاست و آن لوح محفوظ است] بر شمرده‌ایم. (۱۲)

و برای آنان [که با تو برخورد خصمانه دارند] اهل آن شهر را مثل بزن، هنگامی که پیامبران به آنجا آمدند، (۱۳)

زمانی که دو پیامبر را به سوی آنان فرستادیم، پس آن دو را انکار کردند و با پیامبر سومی آنان را تقویت کردیم، پس [همگی] گفتند: ما را به سوی شما فرستاده اند. (۱۴)

[اهل شهر] گفتند: شما جز بشرهایی مانند ما نیستید و [خدای] رحمان هیچ چیزی نازل نکرده است، شما فقط دروغ می گویید. (۱۵)

گفتند: پروردگارمان می داند که یقیناً ما به سوی شما فرستاده شده ایم، (۱۶)

و بر عهده ما جز رساندن آشکار [پیام وحی] نیست. (۱۷)

گفتند: همانا ما شما را به شومی و فال بد گرفته ایم، اگر [از دعوت خود] باز نایستید، قطعاً شما را سنگسار می کنیم، و از سوی ما شکنجه دردناکی به شما خواهد رسید. (۱۸)

گفتند: شومی شما از خود شماست [و این شومی نتیجه کفر و طغیان و گناه است، شگفتا!] آیا اگر به شما تذکر دهند [آن تذکر سعادت بخش را به شومی و فال بد می گیرید؟ نه، شومی از ما نیست] بلکه شما مردمی تجاوزکارید. (۱۹)

و از دورترین نقطه شهر مردی شتابان آمد، گفت: ای قوم من! از این فرستادگان [خدا] پیروی کنید، (۲۰)

از کسانی پیروی کنید که پاداشی از شما نمی خواهند و آنان راه یافته اند، (۲۱)

و مرا چیست که [از روی یقین] کسی را نپرستم که مرا آفریده و به سوی او بازگردانده می شوید؟ (۲۲)

آیا به جای او معبودانی را برگزینم که اندازه گیری حرکت رو به بالا اگر [خدای] رحمان برای من آسیب و گزندی بخواهد نه شفاعتشان چیزی را از من دفع می کند و نه می توانند نجاتم دهند؟! (۲۳)

اگر چنین کنم، بی تردید در گمراهی آشکار خواهم بود. (۲۴)

[ای رسولان!] بی تردید به پروردگار شما ایمان آورده ام؛ بنابراین از من بشنوید. (۲۵)

[سرانجام به دست آن مشرکان شهید شد، و به او] گفته شد: به بهشت درآی. گفت: ای کاش قوم من معرفت و آگاهی داشتند، (۲۶)

به اینکه پروردگارم مرا آمرزید و از کرامت یافتگان قرارم داد. (۲۷)

و بعد از شهادت او هیچ سپاهی از آسمان بر [هلاکت] قومش نازل نکردیم، و بر آن نبوده ایم که نازل کنیم. (۲۸)

[کیفرشان] جز یک فریاد مرگبار نبود که ناگهان [پس از آن فریاد] همه بی حرکت و خاموش شدند! (۲۹)

ای دریغ و افسوس اندازه گیری حرکت رو به بالا بر این بندگان که هیچ پیامبری برای هدایتشان نمی آمد مگر اینکه او را مسخره می کردند! (۳۰)

آیا [مشرکان مکه] ندانسته اند چه بسیار از اقوام پیش از آنان را [به سبب کفر و طغیانشان] هلاک کردیم که آنان هرگز نزد اینان برنمی گردند، [و در دنیا زندگی دوباره نمی یابند،] (۳۱)

و همه آنان [بدون استثنا گردآوری خواهند شد و] در قیامت نزد ما احضار می شوند. (۳۲)

و این زمین مرده برای آنان نشانه ای [آشکار بر اینکه ما مردگان را در قیامت زنده می کنیم] می باشد که آن را زنده کردیم و از آن دانه بیرون می آوریم که از آن می خورند، (۳۳)

و در آن بوستان هایی از درختان خرما و انگور قرار دادیم، و در آن از چشمه های گوناگون روان ساختیم، (۳۴)

تا از میوه آن و آنچه دست هایشان به عمل می آورد [مانند شیره، کشمش، شربت و. ] بخورند، آیا سپاس گزاری نمی کنند؟ (۳۵)

منزّه [از هر عیب و نقصی] است آنکه همه زوج ها را آفرید از آنچه زمین می رویاند و از وجود خودشان و از آنچه نمی دانند، (۳۶)

و نشانه ای [از نشانه های قدرت و حکمت ما] برای آنها شب است که [پوشش] روز را از آن بر می‌کنیم، پس ناگاه آنان به تاریکی درآیند، (۳۷)

و خورشید [نیز برای آنان نشانه ای از قدرت ماست] که همواره به سوی قرارگاهش حرکت می کند. این اندازه گیری توانای شکست ناپذیر و داناست، (۳۸)

و برای ماه منزل هایی قرار دادیم تا اینکه به صورت شاخه کهنه هلالی شکل و زرد رنگ خرما برگردد [و باز به تدریج بدر کامل شود،] (۳۹)

نه برای خورشید این توان هست که به ماه برسد، و نه شب از روز پیشی می گیرد، و هر کدام در مداری شناورند. (۴۰)

و برای آنان نشانه ای دیگر [از قدرت و رحمت ما] این [است] که فرزندانشان را در کشتی هایی پر [از اجناس و وسایل] حمل کردیم، (۴۱)

و برای آنان چیزهایی مانند کشتی [چون اسب، قاطر و دیگر وسایل نقلیه] آفریدیم که بر آن سوار می شوند، (۴۲)

و اگر بخواهیم آنان را غرق می کنیم در این صورت هیچ فریادرسی برای آنان نخواهد بود، و نجات هم نیابند، (۴۳)

مگر [اینکه] رحمتی از سوی ما [نجاتشان دهد] و تا مدتی [از زندگی دنیا] بهره‌مندشان کنیم، (۴۴)

و هنگامی که به آنان گویند: از آنچه [عذاب های دنیا و آخرت] پیش رو و پشت سر شماست بپرهیزید تا مورد رحمت قرار اندازه گیری حرکت رو به بالا گیرید [به این هشدار قطعی و یقینی توجه نمی کنند،] (۴۵)

و هیچ آیه ای از آیات پروردگارشان برای آنان نمی آید مگر اینکه از آن روی می گردانند. (۴۶)

و هنگامی که به آنان گویند: از آنچه خدا روزی شما کرده، انفاق کنید، کافران به مؤمنان گویند: آیا کسانی را اطعام کنیم که اگر خدا می خواست آنان را اطعام می کرد؟ [پس گرسنگی را خدا بر آنان خواسته است] ولی شما [ای کفرپیشگان!] جز در گمراهی آشکاری نیستند. (۴۷)

و می گویند: اگر راستگویید، این وعده [قیامت و عذاب] کی خواهد بود؟ (۴۸)

اینان جز یک فریاد مرگبار [آسمانی] را انتظار نمی کشند که آنان را در حالی که سرگرم مجادله و ستیز [در امور دنیایی] اند فراگیرد. (۴۹)

[فریادی که وقتی بر سر آنان زده شود] نه می توانند وصیتی کنند و نه [اگر بیرون خانه باشند] می توانند به خانواده خود برگردند، (۵۰)

و در صور دمیده شود، ناگاه همه آنان از قبرها به سوی پروردگارشان می شتابند. (۵۱)

می گویند: ای وای بر ما، چه کسی ما را از خوابگاهمان برانگیخت؟ این واقعیتی است که [خدای] رحمان وعده داده بود و پیامبران راست گفته بودند!! (۵۲)

[آن صحنه عظیم] جز یک فریاد نیست، پس به ناگاه همه آنان [گردآوری شده و] نزد ما احضار می شوند. (۵۳)

در این روز به هیچ کس ذره ای ستم نمی شود، و اندازه گیری حرکت رو به بالا جز آنچه را انجام می دادید پاداش داده نمی شوید. (۵۴)

همانا بهشتیان در چنین روزی در سرگرمی وصف ناپذیری شیرین کام و خوش اند. (۵۵)

آنان و همسرانشان در زیر سایه هایی [آرام بخش] بر تخت هایی [آراسته چون حجله عروس] تکیه می زنند. (۵۶)

برای آنان در آنجا میوه ها [ی عالی و مطبوع] و آنچه دلشان بخواهد فراهم است. (۵۷)

با سلام [ی پرارزش و سلامت بخش] که گفتاری از پروردگاری مهربان است. (۵۸)

و [ندا آید:] ای گناهکاران! امروز [از صف نیکان] جدا شوید. (۵۹)

ای فرزندان آدم! آیا به شما سفارش نکردم که شیطان را مپرستید که او بی تردید دشمن آشکاری برای شماست؟ (۶۰)

و اینکه مرا بپرستید که این راهی است مستقیم، (۶۱)

و همانا شیطان گروه بسیاری از شما را گمراه کرد، آیا تعقّل نمی اندازه گیری حرکت رو به بالا کردید [که پیروانش به چه سرنوشت شومی دچار شدند؟] (۶۲)

این است دوزخی که به شما وعده می دادند. (۶۳)

امروز به کیفر کفری که همواره می ورزیدید، در آن درآیید. (۶۴)

امروز بر دهان هایشان مُهر خاموشی نهیم و دست هایشان با ما سخن می گویند و پاهایشان به اعمالی که همواره مرتکب می شدند، گواهی می دهند! (۶۵)

و اگر بخواهیم [در همین دنیا] دیدگانشان را محو می کنیم، پس به [سوی همان] راه [گمراهی] بر یکدیگر پیشی می گیرند؛ نهایتاً چگونه و کجا می توانند [صراط مستقیم اندازه گیری حرکت رو به بالا را] ببینند؟ (۶۶)

و [نیز] اگر بخواهیم آنان را در جای خودشان مسخ می کنیم، [و به صورت جمادی خشک درمی آوریم] که نه بتوانند بروند و نه بازگردند، (۶۷)

و به هر کس عمر طولانی دهیم، او را در عرصه آفرینش [به سوی حالت ضعف، سستی، نقصان و فراموشی] واژگونش می کنیم؛ پس آیا تعقّل نمی کنند؟ (۶۸)

و به پیامبر، شعر نیاموختیم و [شعرگویی] شایسته او نیست. کتاب [او] جز مایه یادآوری و قرآنی روشنگر [حقایق] نیست، (۶۹)

تا کسانی را که [به عقل و هوش و استعداد] زنده اند هشدار دهد، و فرمان عذاب بر کافران محقق و ثابت شود. (۷۰)

آیا ندیده اند که ما از آنچه به قدرت خود انجام داده ایم برای آنان چهارپایانی آفریده ایم که آنان مالکشان هستند. (۷۱)

و چهارپایان را برای آنان رام کردیم که برخی از آنها مرکب سواری آنان هستند و از [گوشت] برخی از آنها می خورند، (۷۲)

و برای آنان در آن چهارپایان سودهایی [چون پشم، کُرک و پوست] و نوشیدنی هایی [چون شیر و فرآورده های آن] هست؛ آیا سپاس گزاری نمی کنند؟ (۷۳)

و به جای خدا معبودانی انتخاب کرده اند به امید اینکه [به وسیله آنها] یاری شوند، (۷۴)

در حالی که [معبودان،] قدرت یاری دادن به آنان را ندارند و آنان [که سبک مغزان روی برتافته از حق اند] برای آن معبودان [از سوی شیطان] سپاهی احضار شده اند [تا عمر و مالشان را فدای این معبودان باطل کنند.] (۷۵)

پس گفتارشان تو را اندوهگین نکند، بی تردید ما آنچه را پنهان می دارند و آنچه را آشکار می کنند، می دانیم. (۷۶)

آیا انسان ندانسته که ما او را از نطفه ای [پست و ناچیز] آفریده ایم و اینک ستیزه گری آشکار است؟ (۷۷)

در حالی که آفرینش نخستین خود را از یاد برده برای ما مثلی زد [و] گفت: چه کسی این استخوان ها را در حالی که پوسیده اند، زنده می کند؟ (۷۸)

بگو: همان کسی که نخستین بار آن را پدید آورد. زنده اش می کند، و او به هر چیزی داناست (۷۹)

همان کسی که برای شما از درخت سبز، «آتش زنه» آفرید، که اکنون شما از آن آتش می افروزید. (۸۰)

آیا کسی که آسمان ها و زمین را آفریده است، قدرت ندارد که [پس از مرگشان] همانند آنان را بیافریند؟ چرا قدرت دارد؛ زیرا اوست که آفریننده بسیار داناست. (۸۱)

شأن او این است که چون پدید آمدن چیزی را اراده کند، فقط به آن می گوید: باش، پس بی درنگ موجود می شود. (۸۲)

بنابراین [از هر عیب و نقصی] منزّه است خدایی که مالکیّت و فرمانروایی همه چیز به دست اوست، و به سوی او بازگردانده می شوید. (۸۳)

درباره سوره یس

سوره یس سی و ششمین سوره قرآن است و دارای اندازه گیری حرکت رو به بالا 83 آیه است. از این سوره در روایات به قلب قرآن یاد شده است. علامه طباطبائی هدف این سوره را بیان اصول سه گانه دین (توحید، نبوت و معاد) دانسته است. ادامه.

فرمول محاسبه سرعت از درس فیزیک با مثال و توضیحات کامل

فرمول محاسبه سرعت از درس فیزیک با مثال و توضیحات کامل در این بخش ارائه شده است. اگر می خواهید فرمول سرعت را یاد بگیرید و تفاوت بین سرعت و تندی را درک کنید ادامه این مطلب را بخوانید.

پیشنهاد ویژه سایت ایران مدرس: دانلود رایگان جزوه آموزش سرعت و شتاب در فیزیک

سرعت ( v ) یک مقدار برداری است که جابجایی (یا تغییر موقعیت ، Δs ) را در طول زمان نشان می دهد ( Δt ) و توسط معادله v = Δs/Δt نشان داده می شود. تندی (یا نرخ ، r ) یک مقدار مقیاس پذیر است که مسافت طی شده ( d ) در طول تغییر زمان ( Δt ) را اندازه گیری می کند، که با معادله r = d/Δt نشان داده می شود. در شکل زیر می توانید فرمول محاسبه سرعت متوسط از درس فیزیک را مشاهده نمائید. اگر در این مباحث اشکال دارید از معلم های خصوصی فیزیک کمک بگیرید. سرعت لحظه ای در هر لحظه اندازه گرفته می شود در حالیکه سرعت متوسط در بازه ای از زمان اندازه گرفته می شود.

واحد سرعت چیست؟

واحد سرعت و تندی m/s و فرمول سرعت متوسط است. V = s/t ، که در آن s جابجایی است. t کل زمان صرف شده است. سرعت یک مقدار مقیاس پذیر است و به عنوان میزان تغییر موقعیت یک جسم در هر موقعیت و زمان تعریف می شود. واحدهای دیگری هم برای سرعت وجود دارد که از آن جمله می توان به کیلومتر بر ساعت اشاره نمود. در حالت حرکت شتاب ثابت روابطی بین سرعت، مکان، زمان و شتاب وجود دارد که در تصویر زیر نمایش داده شده است. از روابط زیر رابطه دوم مستقل از زمان اندازه گیری حرکت رو به بالا نام دارد. u در روابط زیر نشان دهنده سرعت اولیه است.

تفاوت بین سرعت و تندی چیست؟

توضیح تفاوت آن ساده است. تندی عبارت است از سرعت زمانی که یک جسم در یک مسیر حرکت می کند، در حالی که سرعت، نرخ و جهت حرکت یک جسم است. به بیان دیگر، تندی یک مقدار اسکالر است، در حالی که سرعت یک بردار است. در شکل زیر هم تعدادی از فرمول های مهم سرعت در حرکت شتاب ثابت ارائه شده است. در روابط زیر Vf نشان دهنده سرعت نهایی و Vi نشان دهنده سرعت اولیه است.

مطالعه این جزوه هم مفید است: جزوه عالی و کامل فیزیک - سینماتیک (حرکت شناسی)

سرعت اولیه جسم می تواند صفر باشد؟

وقتی جسمی از حالت سکون شروع می کند یا جهت حرکت آن تغییر می کند، به آن سرعت اولیه می گویند. ما به طور کلی سرعت اولیه را برابر با صفر ( u = 0 ) در نظر می گیریم، تنها زمانی که حرکت جسم از حالت سکون شروع می شود. به طور کلی در زمان ( t = 0 ) ، سرعت اولیه صفر است. ممکن است بعضی از اجسام سرعت دورانی داشته باشند. در شکل زیر نحوه تبدیل سرعت دورانی (واحد آن رادیان بر ثانیه است) به سرعت خطی نشان داده شده است. در حقیقت داریم v=rw که در این رابطه w نشان دهنده سرعت دورانی اندازه گیری حرکت رو به بالا است. در کلاس های تدریس فیزیک این مباحث ارائه می شود.

حل مثال تشریحی از مبحث سرعت و فرمول محاسبه آن

در ادامه حل مثال تشریحی از مبحث سرعت و فرمول محاسبه آن ارائه شده است. در شکل زیر خودرو از خانه تا مدرسه به اندازه 32 کیلومتر جابه جا شده است در حالیکه مسافت طی شده به اندازه 46 کیلومتر می باشد. در تصویر زیر نحوه محاسبه سرعت و تندی خودرو نشان داده شده است. دقت کنید که سرعت کمیت برداری است در حالیکه تندی کمیتی نرده ای می باشد. مثال زیر را با دقت مورد بررسی قرار دهید.

علایم غلظت خون بالا

به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی صبح زاگرس فوق تخصص خون و سرطان بالغین درباره علائم غلظت خون گفت: این علائم شامل سردرد، سرگیجه و عدم تمرکز است. همچنین تنگی نفس به دلیل خون رسانی نامناسب به ریه‌ها و همچنین خارش پوست، از دیگر علائم آن است.

آرش انوشیروان با حضور در برنامه ضربان شبکه سلامت سیما درخصوص تشخیص غلظت خون بیان کرد: تشخیص غلظت خون، شامل شرح حال و معاینه، همراه با درخواست آزمایشات کامل است. اگر میزان هموگلوبین در بانوان بیشتر از ۱۶ میلی گرم در دسی لیتر و در آقایان بیشتر از ۱۸ میلی گرم در دسی لیتر باشد و همچنین به تناسب آن میزان هماتوکریت افزایش پیدا کند، این فکر که ممکن است فرد دچار غلظت خون باشد را در ذهن ایجاد می‌کند. برای اطمینان از صحت آزمایش، یک بار دیگر آزمایش را تکرار می‌کنیم. در صورت بالا بودن هموگلوبین، میزان اکسیژن خون را اندازه گیری می‌کنیم، در صورتی که اکسیژن خون کم شده باشد، هموگلوبین به صورت جبرانی، افزایش پیدا کرده است که این کم خونی را با علت ثانویه می‌نامیم، سپس سونوگرافی و اکوی قلبی و در مواردی سی تی اسکن درخواست می‌شود در صورتی که علت ثانویه کمتر مطرح شود، ممکن است به سمت آزمایشات ژنتیکی هم برویم. آزمایشات ژنتیکی به ما نشان می‌دهد، که منشاء اولیه کم خونی مغز استخوان است یا خیر.

وی به بیماران توصیه کرد: دخانیات را ترک کنند، اگر در ارتفاعات زندگی می‌کنند، محل زندگی خود را تغییر دهند و اگر بیماری‌هایی به طور ثانویه عامل باعث غلظت خون شده است، به دنبال درمان این بیماری‌ها باشند.

عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران گفت: اگر کم خونی علل اولیه داشته باشد، باید وضعیت مغز استخوان و دیگر اعضای بدن، مانند کبد و طحال را بررسی کنیم. در بیمارانی که غلظت خون باعث عوارضی، چون ایجاد لخته، گیجی منگی و کاهش سطح هوشیاری شده باشد، فست خون با نظر پزشک انجام می‌شود.

انوشیروانی در پاسخ به این سوال که آیا داروهای رقیق کننده برای پیشگیری از غلظت خون توصیه می‌شوند گفت: به جهت پیشگیری از غلظت خون رقیق کننده‌ها توصیه نمی‌شوند، بسیاری از اوقات بیمار مبتلا به غلظت خون، به مصرف آسپرین با دوز پایین توصیه می‌شود، که تا حد امکان از عوارض غلظت خون جلوگیری کند، مصرف آسپرین تنها باید با نظر پزشک انجام گیرد، تا منافع و معایب آن برای بیمار سنجیده شود.

وی در پاسخ به این سوال که مصرف قرص زیاد آهن ممکن است فرد را به غلظت خون مبتلا کند، گفت: مصرف قرص آهن قاعده دارد و توصیه می‌شود مصرف آهن، تنها با توصیه پزشک انجام شود.

عضو هیأت علمی دانشگاه درباره اینکه آیا اهدای خون هم می‌تواند باعث کاهش غلظت خون شود، گفت: اهدای خون در خانم‌ها ۳بار در سال و در آقایان ۴بار در سال مجاز است، مگر اینکه فرد مبتلا به کم خونی یا فشار خون باشد که در این صورت برای فرد ایجاد محدودیت می‌کند. خون دادن تا حدی به کاهش غلظت خون کمک می‌کند، اما به کسانی که غلظت خون جدی و شدید دارند، فست خون البته با نظر پزشک، توصیه می‌شود.

او به افرادی که غلظت خون دارند، توصیه کرد: از مصرف زیاد گوشت قرمز و فرآورده‌های آن پرهیز کنند و به جای آن از ترکیبات پروتئینی سفید، مانند: گوشت مرغ و ماهی استفاده کنند. همچنین مصرف سبزیجات را در غذای روزانه فراموش نکنند.

این متخصص در پایان گفت: افرادی که دخانیات استفاده می‌کنند، در خونشان میزان اکسیژن کم و دی اکسید کربن بالا دارند.

داستانه کودکانه جک دقت کن

جک نمی خواست به جینا بگه که قراره پیش دکتر چشم پزشک بره و چشماشو معاینه کنه.

اون روز تو مطب چشم پزشکی دکتر به جک گفت : «جک تو مدرسه می تونی تخته رو ببینی؟»

جک به آرومی گفت : «بعضی وقتا آقای دکتر»

دکتر چشم های جک رو معاینه کرد. بعد از او خواست تا حروفی که روی یک تابلوی بزرگ بود رو بخونه.

دکتر گفت: “خب جک، تو نزدیک بین هستی و به نظر می رسه که به عینک نیاز داری.”

دکتر نسخه ای نوشت و بعد هم پدر جک اونو برای خرید عینک به عینک فروشی برد.

جک روز بعد عینکش را زد و به مدرسه رفت.

معلمش گفت : «سلام جک! چه عینک قشنگی»

جک با خودش فکر کرد: امیدوار بودم کسی متوجه عینکم نشه.

بعد یکی از همکلاسی هایش که اسمش هنک بود از کنارش گذشت و گفت : «هی، چهار چشمی».

جک خیلی ناراحت شد و احساس بدی پیدا کرد. عینکش را برداشت و به سمت کلاس رفت.

جینا از او پرسید: «سلام جک چه خبر؟» جک عینک جدیدش را به او نشان داد.

جینا گفت: «اوه.» او یک جعبه ی ارغوانی را از کوله پشتی اش بیرون آورد.

جک با خوشحالی فریاد زد : «تو هم عینک داری جینا؟ »

جینا سری تکان داد و گفت : «آره ولی من هیچ وقت عینکم رو نمی زنم. چون هنک بهم میگه چهار چشمی.»

جک گفت.: «اما تو همیشه برای من تخته سیاه رو می خونی. فک نمی کردم عینکی باشی.»

جینا به او گفت: «من دور بین هستم. وقتی دور بین باشی، می تونی چیزایی رو که دور هستن بببنی. اما چیزایی که نزدیک هستند تار به نظر می رسند.»

از اون روز جک تصمیم گرفت که عینکش رو فقط توی خونه بزنه و اصلا دلش نمیخواست که دیگه توی مدرسه عینک بزنه.

با خودش فکر کرد:«من نمی ذارم که هنک دوباره منو چهار چشمی صدا کنه..»

جک و جینا تیم خوبی ساختند. جینا می تونست همه ی چیزهایی را که آقای معلم روی تخته سیاه نوشته بود ببیند. او به جک می گفت و جک اونا رو توی دفترش می نوشت.

جک می تونست تمام اندازه گیری های درس شیمی رو انجام بده. اون به عددهای کوچک روی بطری ها نگاه می کرد و اونا رو برای جینا می خوند.

یک روز آقای معام جک را کنار کشید و از او پرسید “انگاری من هفته پیش تو رو با عینک دیدم ، درسته؟”

جک گفت : «اوه آره ولی… خب آخه، من همیشه بهش احتیاج ندارم. تو خونه وقتی می خوام تکالیفم رو انجام بدم عینکم رو می زنم.»

جک به سمت غذاخوری حرکت کرد. هنک فریاد زد: «سرتو بگیر بالا!» و بعد هم ناگهان یک توپ والیبال با سرعت به سرش خورد.

جک به گریه افتاد. آخه حتی ندیده بود که توپ نزدیکش میشه.

روز بعد آقای معلم همه ی بچه های کلاس رو به یک معدن سنگ برد.

آقای معلم توی کلاس گفت: «پیدا کردن سنگ تفریح خیلی سرگرم کننده ایه، اما باید مراقب باشید. لطفاً به علائم توجه کنید. تکرار می کنم .به همه ی نشانه و تابلوها توجه کنید و به دستوراتشون گوش بدین.”

جینا در حالی که آرنج جک را فشار داد، گفت: «بیا بریم..»

تنها چیزی که جک می تونست ببینه یک توده خاکستری دور و تار بود..

ناگهان جینا زمین خورد.

جک گفت: «متاسفم. باید بهت می گفتم اینجا یک ریشه ی درخته.»

ناگهان صدای خنده ی هنک را شنیدن که داشت اونا رو مسخره می کرد و می گفت : «جینا چطوری می خوای سنگا رو پیدا کنی؟ تو حتی نمی تونی جلوی پاتو ببینی.»

جینا به جک گفت:« ولش کن . ما بهترین سنگ ها رو پیدا می کنیم.»

جک گفت: «صبر کن.این سنگ خیلی باحاله.» جینا گفت: «بد نیست. اما…»

همان موقع صدای فریاد هنک را شنیدند. “آقای معلم ببین چی پیدا کردم!”

جینا بلند شد و کوله پشتی اش را در آورد و به جک گفت : «تو این جا رو بگرد جک. من می رم یکم اون طرف تر ببینم چی پیدا می کنم.»

جینا بالاخره به توده سنگی که دیده بود رسید. تابلویی در آن نزدیکی بود، اما حروفش برای جینا تار بودند. جینا اخم کرد و سعی کرد بفهمد روی اون تابلو چی نوشته شده.. او یک قدم به عقب برداشت، بعد یک قدم، و یک قدم دیگر، و ….

حالا که دور شده بود می تونست حروف روی تابلو اندازه گیری حرکت رو به بالا رو بخونه اما دیگه خیلی دیر شده بود. رو اون تابلو نوشته شده بود :”احتیاط!” و جینا الان توی چاله افتاده بود.

جینا فریاد زد : «جک! کمک!»

جک به سمت صدای جینا دوید و اونو در حالی که توی گودال افتاده بود پیدا کرد.

جینا با ناراحتی گفت: «من نمی تونم بیام بالا. دیوارهای این چاله دارن می ریزن.»

جک به گودال نگاه کرد و گفت : « ای وای!»

درست در همان لحظه صدای آقای معلم رو شنیدند. وقت رفتن بود!

جک با وحشت پرسید: “حالا چه کار کنیم؟”

جینا گفت: “من یک طناب تو کوله پشتی ام دارم. برو اون رو بیار و منو از اینجا بکش بیرون. عجله کن!”

جک همه جا دنبال کوله پشتی جینا گشت. اما همه چیز برایش تار بود!

اون میدونست که باید چکار کنه. عینکش را در آورد و روی چشمش گذاشت. بلافاصله همه چیز براش واضح شد و بعدشم تونست کوله پشتی جینا رو پیدا کنه.

جک یک سر طناب رو به سمت جینا پرت کرد و اونو بیرون کشید. سرانجام جینا از توی گودال بیرون اومد.

جک گفت: «تو سنگین‌تر از چیزی هستی که به نظر می‌رسی.»

جینا به او گفت: «وقتی منتظر تو بودم جیبامو با سنگ پر کردم.»

جینا و جک پیش بقیه کلاس رفتند. جک امیدوار بود که آقای معلم متوجه نفس تنگی هر دوی آنها نشود.

“وقتی آفای معلم نمونه های سنگ آن دو را دید گفت : « وای چه سنگ های قشنگی. اینا بهترین نمونه هایی هستند که امروز دیدم.»

آن شب جک به اتفاقی که تو معدن افتاده بود فکر کرد. اونا ممکنه بدون عینک دچار مشکل بشن یا حتی صدمه ببینند – یا شایدم هر دو!

جک تصمیم گرفت که از این به بعد عینکش را بزند، اصلا مهم نیست هنک چه می گه. و همچنین تصمیم گرفت که از جینا هم بخواد که اونم عینکش رو بزنه.

جک روز بعد توی سالن از کنار هنک گذشت. هنک گفت: عینک های خیلی خوبی به نظر میان.

جک گفت: “خب، من عینکم رودوست دارم. عینک ها برای پیدا کردن چیزایی مثل بهترین نمونه های سنگ عالی هستند.»

هنک لبخند زد و گفت: «من واقعاً منظورم اینه که عینکت قشنگه جک»

جک اون چه که می اندازه گیری حرکت رو به بالا دید رو باور نمی کرد. هنک دندوناشو ارتودنسی کرده بود.

جک گفت: «اومممم …فهمیدم. می ترسی که من تو رو مسخره کنم.»

صورت هنک قرمز شد.

جک قول داد: «خب، من تو رو مسخره نمی کنم. به شرطی که تو هم دیگه من و جینا رو مسخره نکنی.

هنک گفت : «باشه قبوله.»

جک جینا را توی راهرو دید. خیلی عالی بود که می تونست همه چی رو خوب ببینه!

او خودش رو به جینا رسوند و گفت : « هی جینا! من فکر میکنم که دیگه باید عینکت رو …. »

جینا برگشت. عینکش رو زده بود.

جک لبخند زد و گفت : «عالی شد! ما نباید برای این که ممکنه کسی مسخره مون کنه عینکمون رو نزنیم! مهم سلامتیمونه!»

آب کردن شکم و پشت ران با ۳ حرکت ورزشی ساده در خانه

اگر برای آب کردن پشت ران و شکم روش‌های متفاوت و بی‌تاثیر را انجام داده‌اید باید حرکات ورزشی مخصوص لاغری پشت ران و شکم را امتحان کنید تا نتیجه دلخواه را بگیرید.

آب کردن شکم و پشت ران با ۳ حرکت ورزشی ساده در خانه

راه‌های زیادی برای لاغری و کاهش وزن وجود دارد که برخی اصولی و برخی دیگر غیر اصولی بوده و به سلامتی آسیب وارد می‌کنند. یکی از راه‌های مطمئن کاهش وزن انجام ورزش و پیروی از یک رژیم غذایی متعادل است.

با رژیم غذایی و ورزش، کاهش چربی طبق یک قاعده کلی صورت می‌گیرد و تمام قسمت‌های بدن لاغر می‌شوند اما نقاطی از بدن مانند شکم و ران‌ها نسبت به کاهش وزن مقاوم هستند و دیرتر لاغر می‌شوند، در این قسمت حرکت ورزشی برای آب کردن راحت‌تر شکم و پشت ران را آورده‌ایم. در ادامه با ما باشید تا آموزش حرکات ورزشی مناسب برای این منظور را دنبال کنید.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.